"واو" مثل...
"ص" مثل صداقت،مثل صداقت داشتن...همان صفت عالی که معمولا همه فکر میکنیم دارا هستیم .غافل از اینکه...
اغلب بازی کثیفی را بی رحمانه شروع میکنیم و پیش میریم ومعمولا آخر بازی در کمال "صداقت" به حقیقت اعتراف میکنیم!...
وجالب اینکه وجدان آدمی به داشتن این صداقت آسوده است!...
این هم حکایتی ست از نوع آدمی...
مدتی پیش این بازی با حروف وکلمات که مورد علاقه یکی از دوستان بود آغاز شد.بعد از مدتها انتظار برای بازگشت دوباره و شروعی دیگر یکبار دیگه این بازی رو تکرار میکنم:
"واو" مثل...
"واو" مثل وجدان، مثل وجدان داشتن و مثل...
شروعش با من بود ادامه اش رو میگذارم به عهده کسانی که با سلام دوستی وارد شدند وپشت این نقاب دوستی چه دوستانه همه مارو شرمنده دوست کردند.
مدتی پیش به علت برخی مشکلات پیش آمده و ناگهانی بی هیچ خداحافظی اینجارو ترک کردم تا مشکلات من دامنگیر بقیه دوستان نشه وامیدوار بودم گذر زمان باز هم فرصتی برای بازگشت بده.تمام این مدت دورادور شاهد حوادث پیش امده وعکس المعمل دوستان بودم. شاید نوشتن تنها فریادی باشد که آرامم میکند...ولی دیگر امیدی به بازگشت نیست!!
این پست خداحافظی رو که مدتها پیش باید مینوشتم بی هیچ سلامی آغاز کردم وبرای همیشه از نوشتن دراینجا و دوستانی که طی این مدت صمیمانه همراهی میکردند خداحافظی میکنم.شاید بعضی از نوشته هایم برای بعضی دوستان خوشایند نبود و شاید این بین خاطری آزده باشم.بگذارید به حساب دلنوشته های شبانه وعجول که بیشتر از این نمیتوان انتظار داشت...
از دوستان تقاضا دارم آدرس این وبلاگ رو از لینکهاشون حذف کنند.این پست فقط جهت خداحافظی از دوستان بود.شاید زمانی ومکانی دیگر وبهانه ای دیگر...
دنیای مجازی وسیعتر از آن است که نتوان پرواز کرد وآشیانه جدید یافت. بدرود...
